امام موسی کاظم(ع) فرمودند:
رجب نام نهری در بهشت است که از شیر سفید تر و از عسل شیرین تر است هر کس یک روز را از ماه رجب روزه بگیرد خداوند از آن نهر به او خواهد نوشاند.

کاشکی می شد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم
چقدر مثل بچگیهام لالایی هاتو دوست دارم
سادگیهاتو دوست دارم خستگیهاتو دوست دارم
چادر نماز و زیر لب خدا خدا تو دوست دارم
کاشکی رو طاقچه دلت آینه و شمعدون می شدم
تو دشت ابریه چشات یه قطره بارون می شدم
کاشکی می شد یه دشت گل برات لالایی بخونم
یه آسمون نرگس و یاس تو باغ دستات بشونم
لالایی لالایی لالالا
بخواب که می خوام تو چشات ستاره ها مو بشمارم
لالایـــــی لالا لا لا لا لـــــا
پیشم بمون که تا ابد دنیارو با تو دوست دارم
دنیا اگه خوب اگه بد
با تو برام دیدنیه
باغ گلای اطلســــــــــی
با تو برام چیدنیـــــــــه

التماس به خدا شجاعت است
اگر بر آورده شود رحمت است
اگر بر آورده نشود حکمت است
التماس به خلق خدا ذلت استاگر بر آورده شود منت است
اگر بر آورده نشود خفت است
حضرت علی(ع)
بهترینها به دست خود می میرند
تا رفته باشند
و آنهایی که باقی میمانند
هیچگاه نمیتوانند بفهمند
که چرا ممکن است
کسی بخواهد
از دست آنها
راحت شود
چارلز بوکوفسکی
خداوند بی نهایت است و بدون مکان و بی زمان ، اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود . یتیمان را پدر و محتاجان را برادر می شود . عقیمان را طفل می شود ،نا امیدان را امید ، گمکشتگان را راه می شود . تاریکی ماندگان را نور می شود . رزمندگان را شمشیر و پیران را عصا می شود ، محتاجان به عشق را عشق می شود و خداوند همه چیز می شود همه کس را.......
ملاصدرا
صدایم کن تا آهنگ کلامت مرا نوازش دهد
صدایم کن شاید جانی تازه بگیرم
و بر درخت تنهاییم تکیه کنم
صدایم کن که نیازم تویي
ژیلا راسخ
هر چه می دوم گویی ، نمی رسم،
یا از کسی همواره عقبم یا کسی همواره از من جلوتر است.
هر روز به دنبال تازه ای می دوم و فردا از زوال کهنه ای،میگریزم.
ای کاش کسی غلط هایم را بگیرد،یا مرا خط بزند و دوباره بنویسد...
هله پتگر
به نام خداوند جان آفرين
در اين پست سعي كردم مطلب خوبي را برايتان آماده كنم.
اين مطلب مربوط به زندگينامه ي كامل فروغ فرخزاد شاعر نامدار ايراني است. همچنين گالري عكس كاملي را از وي جمع آوري كردم.
براي مطالعه زندگينامه و تماشاي تصاوير از وي به ادامه ي مطلب برويد.

شادم که در خیال تو می سوزم
شادم که در خیال تو می گریم
شادم که بعد وصل تو باز اینسان
در عشق بی زوال تو می گریم
پنداشتی که چون ز تو بگسستم
دیگر مرا خیال تو در سر نیست
اما چه گویمت که جز این آتش
بر جان من شراره ی دیگر نیست
شبها چو در کناره ی نخلستان
کارون ز رنج خود به خروش آید
فریادهای حسرت من گویی
از موجهای خسته به گوش آید
شب لحظه ای به ساحل او بنشین
تا رنج آشکار مرا بینی
شب لحظه ای به سایه ی خود بنگر
تا روح بیقرار مرا بینی
من با لبان سرد نسیم صبح
سر میکنم ترانه برای تو
من آن ستاره ام که درخشانم
هر شب در آسمان سرای تو
غم نیست گر کشیده حصاری سخت
بین من و تو پیکر صحراها
من آن کبوترم که به تنهایی
پر می کشم به پهنه ی دریاها
شادم که همچو شاخه ی خشکی باز
در شعله های قهر تو می سوزم
گویی هنوز آن تن تب دارم
کز آفتاب شهر تو می سوزد
در دل چگونه یاد تو می میرد
یاد تو یاد عشق نخستین است
یاد تو آن خزان دل انگیزیست
کو را هزار جلوه ی رنگین است
بگذار زاهدان سیه دامن
رسوای کوی و انجمنم خوانند
نام مرا به ننگ بیالایند
اینان که آفریده ی شیطانند
اما من آن شکوفه ی اندوهم
کز شاخه های یاد تو می رویم
شبها ترا بگوشه ی تنهایی
در یاد آشنای تو می جویم
زنده یاد فروغ فرخزاد
بمون با من، گل تشنه، ببین دلبستن آسونه
ولی دل کندن عاشق، مثه دل کندن از جونه
چراغ گریه روشن کن، شب دلشوره با رفتن
کنار این شب زخمی، بمون با من، بمون با من
ببین امشب به یاد تو، فقط از گریه میبارم
حلالم کن تو میدونی، دل بیطاقتی دارم
تماشا کن صدایی که به دست بادها دادی
تماشا کن چراغی که به تاریکی فرستادی
میون رفتن و موندن، کنار تو گرفتارم
تن بیسر، سر بیتن، نگو دست از تو بردارم
اگه بعد از تو میمونم، اگه بعد از تو میپوسم
خداحافظ، خداحافظ، تو رو با گریه میبوسم
خداحافظ، خداحافظ،
خداحافظ، خداحافظ…
عبدالجبار کاکایی


